10 حماقت در سرمایه گذاری

سرمایه گذاری کار آسانی نیست. مخصوصا برای پولی که در سختی و باتلاش به دست می آید یافتن راه سرمایه گذاری درست بسیار دشوار است.

در این پست قصد نداریم راه های پر منفعت سرمایه گذاری خوب را به شما بیاموزیم بلکه قرار است احمقانه ترین راه های سرمایه گذاری که برای شما زیان بار خواهد بود را معرفی کنیم تا از انجام سرمایه گذاری نامناسب پرهیز کنید.

ادامه نوشته

قورباغه را ببوس - هفت کلید برای داشتن شخصیت مثبت


http://julianaheng.com/wp-content/images/princess_frog_plush.jpg
برگرفته از کتاب قورباغه را ببوس! کتاب جدید برایان تریسی
 برایان تریسی حدود دو ماه پیش کتاب جنجالی جدیدی به‌نام «قورباغه را ببوس!» عرضه کرد. این کتاب سال 2012 که توسط برایان و دخترش کریستینا نوشته شده، درباره روش‌های کنار گذاشتن احساسات منفی و داشتن شخصیتی شاد و باانگیزه صحبت می‌کند. در این کتاب به 12 روش خارق‌العاده برای تبدیل شرایط ناخوشایند به شرایط مثبت و مفید صحبت شده است.

ادامه نوشته

چهار روش موفقيت آميز جهت شكست در تصميم گيري

1) زود تصمیم بگیرید.

این روزها کتابهای زیادی مانند Blink وجود دارند که به شما توصیه میکنند نخستین مسیری را که به ذهنتان خطور میکند ادامه دهید و ازگزینه های دیگر دوری کنید. واقعیت این است که شاید این گزینه برای مسائل ساده، برای انسانهای بسیار با تجربه و در شرایط بحران مفید باشد، اما هنوز در اکثر مسائل و تصمیم های زندگی، صبر کردن و بیشتر فکر کردن میتواند جنبه های پنهان دیگری از مسئله را برای ما آشکار کند.

پاول نات در کتاب معروف خود به نام «چرا تصمیم گیریها با شکست مواجه میشوند» گزارش میدهد که در بررسی 400 تصمیم در شرکتهای بزرگ مطرح، مهمترین عامل شکست خوردن  تصمیم ها، «تصمیم گیری زودرس» بوده است.

2) از «ابهام» و «عدم قطعیت» صرف نظر کنید!

اگر از شما بپرسم که در تهران، فاصله میدان انقلاب تا تجریش را در چند دقیقه طی میکنید چه میگویید؟ فرض کنیم بگویید یک ساعت.

آیا منظور شما این است که همیشه به یک ساعت زمان نیاز دارید؟ نه. گاه میشود این مسیر را در سی دقیقه رفت. زمانهایی هم وجود دارد که دو ساعت برای طی کردن این فاصله کم است.

ما در تصمیم گیری به «یک ساعت»ها، به متوسط ها فکر میکنیم. درحالی که در تصمیم گیری باید به «ابهام»ها و «انحراف»ها فکر کرد. اگر خود را برای زود رسیدن و دیر رسیدن آماده نکنیم، اگر احتمالها را در نظر نگیریم، نمیتوانیم تصمیم خوبی بگیریم.

3) به اولویتها فکر نکنید!

حتی برای خرید یک ماشین - که مثال بسیار ساده ای از یک تصمیم گیری محسوب میشود - پارامترهای متعددی وجود دارد. رنگ ماشین، قیمت ماشین، مصرف سوخت ماشین، حجم موتور ماشین و ...

بهترین خرید زمانی اتفاق می افتد که این عوامل را به ترتیب اهمیت مرتب کرده باشید. در غیر این صورت، تصمیمی میگیرید که خیلی زود به پشیمانی منجر خواهد شد.

در محیط کسب و کار هم همین مسئله وجود دارد. برای تأمین تجهیزات یک کارخانه، در کنار قیمت، عوامل دیگری نظیر در دسترس بودن، احتمال تحریم شدن، زمان تحویل، نحوه پرداخت پول و ... وجود دارند که همگی عوامل حیاتی هستند. اما نمیتوان همه آنها را با هم در نظر گرفت. قبل از انتخاب تأمین کننده مناسب، باید اولویتها را مشخص کنیم.

4) اطلاعات موجود را نادیده بگیرید.

برای همه ما انسانها، پیش می آید که در هنگام تصمیم گیری به یک گزینه خاص تمایل بیشتری داریم. به دلیل این تمایل، اطلاعاتی که در دفاع از آن گزینه مطرح میشوند، به طور خاص مورد توجه قرار میگیرند و اطلاعاتی که آن گزینه را زیر سوال می برند، مردود قلمداد میگردند! هیچگاه قبل از تصمیم گیری خود را به یک گزینه خاص متعهد نکنید.

معماري انتخاب

زمانی که مدیر رستوران یک مدرسه در آمریکا، ترتیب غذاها را در منوی روزانه مدرسه تغییر میداد، فکر نمیکرد این کار تولد دانش جدیدی در حوزه روانشناسی و مدیریت باشد.

تجربه نشان داد که جابجایی آیتمهای مختلف منوی غذا در یک کافه یا رستوران، میتواند میزان سفارش آیتمهای مختلف را به میزان قابل ملاحظه ای تغییر دهد. البته این اتفاق عجیبی نیست. همه میدانیم که تغییر موقعیت و ترتیب آیتمهای مختلف در یک سوپرمارکت میتواند موجب تغییر میزان فروش شود. به حدی که شرکتها کسانی را به طور تخصصی برای مدیریت چیدمان کالاهای خود انتخاب میکنند.

«معماری انتخاب» یا Choice Architecture دانشی است که در سالهای اخیر در حوزه های بازاریابی، فروش و مدیریت، مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است. از لحاظ علمی، معماری انتخاب به این صورت تعریف میشود که:

تعیین و تغییر شرایط محیطی به شکلی که روی تصمیمی که مخاطب میگیرد و انتخابی که انجام میدهد، تأثیر بگذارد.

با توجه به این تعریف، همه ما در بخشهایی از زندگی خود، «معماری انتخاب» را بر عهده گرفته ایم.

اخیراً یک شرکت برگزار کننده قرعه کشی های بخت آزمایی، به هر یک از بلیط های خود، پنج کوپن را به صورت پرفراژ متصل کرد تا هر کس بلیط را خرید بتواند کوپن ها را به اعضای خانواده یا دوست و آشنا هدیه دهد! این کار در ظاهر شانس برنده شدن را کاهش میدهد اما توانست تعداد خرید بلیطها را تا دو برابر افزایش دهد. «معماری» این مسابقه به شکلی انجام شده که احتمال تصمیم به خرید را مضاعف کرده است.

گفته میشود تبلیغ بازی Dead Space با این شعار که: «مادرها دوست ندارند بچه هایشان Dead Space بازی کنند!» فروش این بازی را به شکل قابل توجهی افزایش داد.

همه اینها نمونه هایی از معماری انتخاب است. تلاش برای اینکه به جای انتظار برای «تصمیم گیری» دیگران، بکوشیم برای آنها «تصمیم ساز» باشیم. در آینده قصد داریم در این حوزه بیشتر بنویسیم...