10 حماقت در سرمایه گذاری

سرمایه گذاری کار آسانی نیست. مخصوصا برای پولی که در سختی و باتلاش به دست می آید یافتن راه سرمایه گذاری درست بسیار دشوار است.

در این پست قصد نداریم راه های پر منفعت سرمایه گذاری خوب را به شما بیاموزیم بلکه قرار است احمقانه ترین راه های سرمایه گذاری که برای شما زیان بار خواهد بود را معرفی کنیم تا از انجام سرمایه گذاری نامناسب پرهیز کنید.

ادامه نوشته

ذهن یک میلیاردر چگونه است؟

مهم ترین نکته این است که شما اعتماد به نفس داشته باشید و آن را هر روز به خودتان القا کنید؛ باید ذهن خود را آموزش دهید که همواره به برنده شدن فکر و عادت کند.

هر میلیاردری در جهان، دارای یک ویژگی است که دیگران از آن غافل هستند؛ یک میلیاردر خود را همیشه قوی و موفق می‌داند و همواره ذهنیت مثبتی به مسائل دارد.
 
1. برای بزرگ شدن متولد شده‌اید: مهمترین نکته این است که شما اعتماد به نفس داشته باشید و آن را هر روز به خودتان القا کنید؛ باید ذهن خود را آموزش دهید که همواره به برنده شدن فکر و عادت کند.
 
2. می‌توانید از همه منابع موجود استفاده کنید: شما باید بتوانید همه منابع موجود در دسترستان را تشخیص دهید و از هر آنچه در دسترس دارید به طور مفید استفاده کنید؛ برای ثروتمند شدن حتماً نباید از ابتدای راه، یک دفتر کار مدرن و پیشرفته داشته باشید.
 
3. فرصت‌های برنده - برنده ایجاد کنید: بزرگترین افراد ثروتمند و موفق دنیا، همیشه فکر می‌کنند که چگونه کاری را همه جانبه انجام دهند؛ به طوری که هیچ قشر، گروه یا دسته‌ای برای مخالفت با آنها بهانه‌ای نیابد؛ باید یاد بگیرید که برای همه بهترین‌ها را بخواهید، نه فقط برای خودتان!
 
4. استعداد هیچ کس را دست کم نگیرید: هیچ پیشنهاد و ایده‌ای را که از جانب دوستانتان دریافت می‌کنید، دست کم نگیرید؛ شما هیچ وقت نمی‌توانید کاملاً بفهمید که چه چیزهایی در استعدادهای نهفته هر انسان می‌تواند به پتانسیل‌های بزرگ و کارآمدی تبدیل شود.
 
5. بزرگ فکر کنيد: فکرتان را پرواز دهید؛ ایده‌هایی بزرگ‌تر و فراتر از زندگی کنونی خود داشته باشید؛ هر قدر هم که ایده‌های شما غیرعملی و بی‌دلیل باشد، باز هم می‌تواند به ایجاد تحولی بزرگ در کار و زندگی شما بینجامد. 

چگونه سرمايه گذاري كنيم

امروز مي‌خواهم چند توصيه بسيار بدي كه اين روزها مطرح مي‌شود را افشا كنم و مهم‌تر از آن به شما هشدار دهم كه از بعضي سرمايه‌گذاري‌هاي نامناسبي كه در حال حاضر انجام آنها تشويق مي‌شود، دوري كنيد. همچنين مي‌خواهم درباره چند فعاليت بسيار دردسرساز كه دولت در حال انجام آنها است، به شما هشدار دهم. اما قصد اين را ندارم كه گفته‌هايم را تعديل كنم، پس لطفا كسي صحبت‌هاي من را ضبط نكند!

چند روز پيش كه داشتم خودم را براي اين كنفرانس آماده مي‌كردم. چند هزار پا بالاتر از سطح دريا به يكي از چشمگيرترين و خارق‌العاده‌ترين اعجازهاي دنيا يعني درياچه آتشفشان كراترليك (Crater Lake) نگاه مي‌كردم. آنجا در منطقه زيباي جنوب اورگون هوا سرد و خشك است، آب زلالي دارد و جمعيت آن پراكنده هستند. در چنين جايي ديد بهتري نسبت به زندگي پيدا مي‌كنيد. كراترليك اين شوق را در من به وجود آورد كه از كوه پايين بيايم و اين سخنراني با عنوان آتشفشان مالي را ارائه دهم.

بزرگترين تهديد براي پول شما چيست؟


موضوعي كه براي اين كنفرانس به من محول شد، «بزرگترين تهديد حال حاضر براي ثروت خصوصي شما» بود. طبيعتا درباره دولت به عنوان بزرگترين تهديد صحبت مي‌كنم.

در واقع دولت تهديدي جدي است، اما متاسفانه امروز يك تهديد بزرگتر وجود دارد. بزرگترين تهديد براي ثروت شما دولت فدرال نيست،‌ بلكه همين كنفرانس است!

دولت مي‌تواند تا نصف درآمد شما را مال خود كند، اما ممكن است شما در نتيجه حضور در اين كنفرانس همه پول خود، و اگر پولي را براي سرمايه‌گذاري قرض كرده باشيد، بيشتر از آن را از دست بدهيد. اين امر چگونه اتفاق مي‌افتد؟ با پيروي از توصيه‌ فروشنده‌اي زبل و سمج كه در اين جا روي سكو چهره خود را به چهره سخنراني محترم تغيير داده است! اين بهانه را به دست من داده‌ايد تا درباره نوعي طرح ديوانه‌وار و غير معمول سرمايه‌گذاري با شما صحبت كنم كه سودهاي زيادي را وعده مي‌دهد، اما فقط خسارت‌هاي مالياتي به همراه مي‌آورد. رفقا! فكر نكنيد كه اين اتفاق نمي‌تواند براي شما روي ‌دهد. من درباره يك روند جديد بسيار ناگوار و اسف‌انگيز در كسب و كار سمينارهاي سرمايه‌گذاري صحبت مي‌كنم. قبلا اين گونه بود كه سن براي نويسنده‌هاي مستقل موضوعات سرمايه‌گذاري، تحليلگران اوراق بهادار يا صاحبان و كارشناسان بانك‌هاي سرمايه‌گذاري كه نفع شخصي در حرف‌هاي خود نداشتند، رزرو مي‌شد. سالن نمايشگاه هم براي فروشنده‌ها يا معامله‌گرهايي رزرو مي‌شد كه محصولات سرمايه‌گذاري را به فروش مي‌رساندند كه ممكن بود از سوي سخنرانان به معامله روي آنها توصيه شود يا نشود. اما اين روزها شارلاتان‌هاي زيادي روي سكو مي‌آيند و اين قيافه را به خود مي‌گيرند كه اطلاعاتي مستقل و توصيه‌هايي بي‌طرفانه به شما ارائه مي‌كنند. در حالي كه دارند برنامه‌هاي سرمايه‌گذاري مورد علاقه خود را به پيش مي‌برند.

آقايان و خانم‌ها! شما داريد براي شنيدن بازارگرمي‌هاي يك فروشنده 495 دلار مي‌پردازيد.

من امروز قبل از ارائه اين سخنراني نگاهي به بروشور كنفرانس و زندگينامه به اصطلاح «سخنران‌ها» كردم. وقتي ديدم شصت‌نفر از هشتاد سخنران اين برنامه چيزي بيشتر از تاجر و گر‌گ‌هاي پوشيده در لباس ميش نيستند كه اصلا هيچ پيش‌زمينه گسترده‌اي در زمينه عمومي سرمايه‌گذاري ندارند، شوكه شدم. متوجه شدم كه سابقه برخي از اين سخنران‌ها بسيار سوال برانگيز و مشكوك است و در گذشته معامله‌هاي فريبكارانه و كلاهبرداري‌هايي را انجام داده‌اند.

حال شايد براي اين تغيير ناگهاني دليلي اقتصادي در دست داشته باشيم. اقتصاد «با نرخ بهره بالا و تورم پايين» براي كسب و كار ارائه سمينار خوب نبوده است و برخي از برگزاركننده‌هاي سمينارها (يقينا جمز بلانچارد، هواردباف و باب كفارت را جزء اين دسته قرار نمي‌دهم) با دعوت از فروشنده‌هايي معلوم‌الحال سعي در جبران اين وضع دارند، چرا كه اين افراد مايلند به طور مجاني صحبت كنند. در واقع من مطمئنم اكثر شما نمي‌دانيد كه بسياري از اين افراد شركت‌كننده در اين سمينار عملا پولي را به حاميان آن داده‌اند تا فرصتي براي صحبت به آنها داده شود! آنها بايد به كسب پول شما بسيار اميدوار باشند.

وقتي متوجه اين مساله شدم، اين سوال را از خودم پرسيدم كه آيا آن دسته از ما كه نويسنده‌هاي مستقلي درباره موضوعات سرمايه‌گذاري هستيم، با سخن گفتن از همين تريبون به تاييد و تصديق ضمني يك دسته انسان مشكوك در حوزه كسب و كار نمي‌پردازيم.

به برگزار كننده اين سمينار پيشنهاد دادم كه سخنران‌ها در آينده در سه گروه مشخص باشند:

1- سخنران‌هاي معمول و سنتي كه دستمزدي براي صحبت به آنها پرداخته شود؛
2- سخنران‌هايي كه خرج خود را درمي‌آورند،
3- سخنران‌هايي كه مبلغي را بابت صحبت مي‌پردازند. در اين صورت شركت‌كنندگان مي‌توانند بفهمند كه هر سخنران واقعا در حال ارائه چه مطلبي است.

ادامه نوشته