* اگر مي‌خواهيد ناب باشيد، نظام حسابداري خود را دگرگون سازيد.*

 

If You Want To Be Lean You Must Change Your Accounting

Vermont Manufacturing ToDAY

Second Quarter 2003

  

 


اگر مي خواهيد ناب باشيد بايد نظام حسابداري خود را دگرگون سازيد.

 

توليد كنندگان پيشرو، روشهاي توليد ناب را معرفي مي نمايند تا بازار خود را توسعه دهند، به مشتريان خدمات بيشتري ارائه كنند، ضايعات پرهزينه را كاهش دهند و سازمانهاي چابكي را بنيان نهند كه آمادگي مواجهه با چالشهاي آينده را داشته باشند.

معرفي تفكر ناب و روشهاي ناب در يك شركت توليدي به فرهنگ تغيير در كليت سازمان نياز دارد. ناب بودن، روش بسيار متفاوتي براي انجام امور تجاري است. هر جنبه اي از كار، مانند فروش و بازاريابي، طراحي محصول، توليد، ترابري، تامين مالي، خدمات مشتريان، منابع انساني و مديريت از اين موضوع متاثر مي شود.

اغلب شركتها سفر خود را به سمت ناب بودن با حذف ضايعات و ايجاد جريان در واحد توليد آغاز مي‌كنند يا با بكارگيري روش كايزن در جايي كه تيم هاي چند وظيفه اي، واحدهاي توليدي را پديد مي‌آورند بهبود قابل ملاحظه اي ايجاد مي كنند با بكارگيري روش خريد و كنترل موجودي بموقع، در وقت و وجوه نقد صرفه جويي مي گردد. خدمات به مشتريان با كاهش زمان توليد، بهبود كيفيت و تحويل بموقع به سطوح بالايي ميرسد.

بهبود هيچ كدام از اين عوامل ناب براحتي بدست نمي آيد. ناب بودن به تعهد دلسوزانه نسبت به تغييرات پويا، اساسي و دائمي نياز دارد. ناب بودن به رهبري قاطع مديريت عالي نياز دارد. با آموزش و مشاركت علمي، سازمان بايد نيروي كار موثر و توانمندي كه متعهد به بهبود دائمي است، پرورش دهد. مزاياي توليد ناب، چشمگير است و تغييراتي كه نياز دارد بسيار عميق است.

 

نظامهاي حسابداري سنتي در مقابل بهبود ناب موضع مي گيرند.

يك جنبه انتقال به وضعيت ناب، تغييراتي است كه در سيستمهاي اندازه گيري، كنترل و حسابداري سازمان الزامي مي نمايد. براي يك توليد كننده چندان وقتي نمي برد كه دريابد چرا همزمان با ايجاد بهبود ناب در واحد توليدي، سيستمهاي اندازه گيري و حسابداري درقبال آن مقاومت مي‌كنند.

روشهاي سنتي تعيين بهاي تمام شده و حسابداري مديريت براي پشتيباني از توليد ناب طراحي نشده اند. آنها براي توليد انبوه سنتي و توليد مبتني بر نيروي كار طراحي شده اند. آنها با توليد ناب ارتباطي ندارند.

روشهاي اندازه گيري سنتي مانند كارآيي نيروي كار، كارآيي ماشين آلات، جذب سربار و تحليل واريانس نه تنها براي توليد ناب قابل استفاده نيستند، بلكه بطور فعال، عليه موفقيت روش ناب، عمل مي‌نمايند. هزينه يابي استاندارد براي هر شركتي كه روشهاي ناب را تشويق مي كند زيانبار است. هزينه‌يابي استاندارد، رفتار غير ناب را بر مي‌انگيزاند و موجب تصميمهاي نادرست در مورد قيمت گذاري، حاشيه ها، خريد / اجاره و ساير مسائل كليدي مي گردد. همچنين سيستمهاي تعيين بهاي تمام شده سنتي بسيار وقت گير، گران و زيانبار مي باشند.

براي آنكه توليد ناب در دوره هاي بلند مدت موفقيت آميز باشد، ضرورت دارد روشهاي نويني كه بطور فعال از تفكر ناب حمايت مي‌نمايند، جايگزين گردند. لذاحسابداري ناب بايد جايگزين سيستمهاي اندازه‌گيري و حسابداري سنتي گردد.

 

حسابداري ناب چيست ؟

حسابداري ناب يك عنوان بزرگ است ليكن در اين مقاله بر شش جنبه از مهمترين جنبه‌هاي آن تاكيد مي‌كنيم :

 

1- اندازه گيري عملكرد كه عمل ناب را در سطح سلولي، در سطح جريان ارزشي و در سطح شركت بر مي انگيزاند.

روش اندازه گيري سنتي، رفتار غيرناب را بر مي انگيزاند، ما به انواع جديدي از روشهاي اندازه گيري نيازمنديم كه تفكر ناب را پشتيباني نمايند و بهبود بخشند، اين روشها، ملموس هستند، بر جريان ارزشي متمركز شده اند، براي ايجاد بهبود مستمر طراحي گرديده اند، تيمهاي كاري توانمند را پشتيباني و بازخورد موثر و سريع را فراهم مي نمايند.

 

2- حذف اغلب تراكنشهاي كنترلي و حسابداري با رفع نياز به آنها .

تراكنشهاي حسابداري، كنترلهاي واحد توليد، سوابق موجودي انبار، نظارت بر نيروي كار و غيره در شركتهاي سنتي مورد نياز است زيرا فرايندها خارج از كنترل هستند. اين فرايندها لازم است با جزئيات نگاهداري شوند تا داده هاي عملياتي و مالي قابليت گزارش يابند. در شركتهاي ناب، مي توانيم اين فرآيندها را بطور عملياتي تحت كنترل آوريم و نياز به حسابداري هزينه، كنترل موجودي كالا و غيره را حذف نماييم. فرآيندهاي ناب و اندازه گيري عملكرد ناب، ساز و كار درجه اول در كنترل مي گردد.

 

3- ارزيابي معتبر تاثير مالي ناشي از بهبود توليد ناب .

بسياري از شركتها تلاشهاي معطوف به ناب بودن را به منظور كاهش هزينه در كوتاه مدت انجام مي‌دهند ليكن معمولاً نا اميد مي‌شوند. توليد ناب، هزينه ها را كاهش نمي‌دهد بلكه ضايعات را تبديل به ظرفيت در دسترس مي نمايد. تاثير مالي هنگامي ظاهر مي شود كه در مورد چگونگي استفاده از اين ظرفيت (وجريان وجوه نقد حاصل از موجودي كالاي كمتر) اتخاذ تصميم گردد. اينجا تصميمها راهبردي هستند. حسابداري ناب از ابزار تحليل ناب براي درك تاثير مالي تغييرات ناب، بهره مي برد.

 

4- هزينه يابي استاندارد جايگزين هزينه يابي جريان ارزش ( Value Stream) .

همانطوريكه يك شركت بطور جدي از تفكر ناب استفاده مي كند بيشتر به يك توليد كننده فرآيند و كمتر به يك واحد توليدي شباهت مي يابد. هزينه يابي جريان ارزش، داراي خصوصيات مربوط بودن و صحت براي هدايت جريان ارزشي مي شود. اين مرحله تقريباً تمام تراكنشهاي زايد مرتبط با حسابداري هزينه يابي سنتي را حذف مي‌كند. علاوه بر آن به مدير جريان ارزش (و ساير طرفهاي ذيربط) اطلاعات قابل فهم، بموقع و معتبر را ارائه مي نمايد.

 

5- تصميم هايي كه مبتني بر هزينه هاي استاندارد بوده اكنون مبتني بر عوامل سودآوري و حاشيه سود جريان ارزش (هزينه يابي بر مبناي فعاليت) مي‌باشند.

اين تصميمها شامل قيمت گذاري، سودآوري، خريد /  اجاره، معرفي محصول جديد و ساير موارد مي‌گردد. اين تصميم هاي مهم نيازمند درك جريان مواد، اطلاعات و وجوه نقد از طريق «جريان ارزش» مي باشند. جريان ارزش به فهم گلوگاهها يا موانع موجود در راه جريان نياز دارد. تحليل هزينه جريان ارزش به منظور مشخص نمودن اين مطلب كه هزينه‌ها در كدام بخش جريان ارزش قرار دارند و ظرفيت در چه جايگاهي در دسترس مي باشد بكار مي رود. لازم نيست كه در مورد هزينه يك محصول چيزي بدانيم زيرا كليه تصميم ها از طريق ارزيابي كلي مفيد بودن جريان ارزش در كليت آن و نه تك تك محصولات يا خانواده‌اي از محصولات، اخذ مي گردد.

 

6- پيشبرد كسب و كار از نظر ارزش مشتري .

اين موضوعي است كه مي بايد در آن جهت  بشدت كوشيد و روشهاي هزينه يابي هدف و گسترش وظايف كيفي (QFD ) را بكار بنديم تا كسب و كار را از نظر ارزش مشتري و نه هزينه، اداره نماييم. در اين راه، نيازمند درك عميقي از چگونگي ايجاد ارزش براي مشتري مي‌باشيم، به شناخت جايگاه هزينه‌ها در جريان ارزش محتاج هستيم، جايي را كه در آن ارزش آفريده ايم با جايي كه در آن هزينه نموده ايم مقايسه نماييم، و اينكه كايزن ابداع شده است تا هزينه و ارزش در يك مسير قرار گيرد. بهترين راه كاهش هزينه، افزايش فروش است.

هزينه يابي هدف، كل گروه جريان ارزش را از فروش و بازاريابي تا طراحي محصول و عمليات توليد با يكديگر هم جهت مي نمايد. گروه، نيازهاي مشتريان را بررسي و طرح اقدام عملي را براي افزايش ارزش مشتري و سود آوري شركت تهيه مي نمايد. اين طرحها اقدام، شامل تغييرات فروش و بازاريابي، تغييرات طراحي محصول، بهبود فرآيند عمليات و مديريت بهينه مي باشد. در بلند مدت، سازمانهاي ناب، كسب و كار و بهبود مستمر خود را از طريق درك ارزش ايجاد شده براي مشتريان خود، هدايت مي‌كنند.

 

چگونه اين تغييرات حاصل مي شود ؟

تغيير سيستم هاي اندازه گيري، كنترل و حسابداري يك شركت بايد بدقت اجرا شود. اجراي حسابداري ناب مستلزم پيروي از يك روش محتاطانه است. همانطوريكه شركت با توليد ناب رشد مي يابد و موجودي كالا و فرآيندهاي اداري تحت كنترل قرار مي گيرند. روشهاي حسابداري ناب معرفي مي‌گردند.

در مراحل اوليه توليد ناب، روشهاي اندازه گيري عملكرد مورد نياز است. روشهاي نوين براي ارزيابي تاثير مالي بهبودهاي ناب نيز اهميت دارد. ضمن آنكه مي توانيم كار را با فرآيند حذف تراكنشهاي بي‌حاصل آغاز كنيم.

همانطوريكه شركت با توليد ناب رشد مي كند و تفكر ناب براي بخش زيادي از فرآيندهاي توليد بكار گرفته مي شود، حسابداري ناب به شكل عميق تري مي تواند معرفي شود. سيستم هاي هزينه يابي استاندارد بي حاصل و مضر، مي توانند حذف شوند و بجاي آنها روشهاي قابل فهم، صحيح و ساده هزينه يابي جريان ارزش )هزينه يابي بر مبناي فعاليت)جايگزين گردد. معرفي روشهاي نوين اتخاذ تصميم منجر به حذف تراكنشهاي غير ضروري مي گردد. با گذشت زمان، اغلب فرآيندهاي تراكنشي بي حاصل و سيستمهاي اطلاع رساني پيچيده شركتها كاهش مي يابد تا كل فرايند قابل كنترل گردد.

توليد كنندگان ناب پيشرفته، كسب و كار خود را مبتني بر تامين رضايت خاطر مشتريان درخصوص افزايش ارزش آنها مي نمايند. آنها روشهايي نظير هزينه يابي هدف را بكار مي‌گيرند تا كل گروه «جريان ارزش»، بر مواردي چون نياز به توسعه كسب و كار، افزايش ارزش، حذف زوائد و افزايش سود متمركز گردند.

 

 ترجمه : دكتر پيمان نوري بروجردي